در کنار آن، شرکت در یک دوره ویپاسانا در ارمنستان زندگی من را هدفمندتر کرد و به بعد معنوی زندگیام رنگ تازهای بخشید. با تکنیک مراقبه ویپاسانا آشنا شدم و این را لطف سرنوشت و گشوده شدن درهای روشنایی به زندگی خود میدانم. از همان زمان مسیر زندگیام دگرگون شد.
یوگا را بهصورت خودآموز آغاز کردم. نزدیک به یک سال به تماشای ویدئوهای مربیان برجستهای پرداختم که یوگا را با تکنیک صحیح آموزش میدادند. سپس با افزایش انعطاف بدن و تعیین هدفهای کوتاهمدت، در این مسیر ماندگار شدم و به دنیای یوگا، مدیتیشن و پیوند عمیق میان آنها علاقهمند شدم.
یک سال آموزش انعطاف را نزد آیدا دنس گذراندم و سپس حدود یک سال و نیم هاتا یوگا را نزد فائزه عزیز آموختم. پس از آن مدرک مربیگری خود را نزد ثمین عزیز از Yoga Alliance آمریکا دریافت کردم. در این دوره تحت تأثیر تلفیق یوگا و آواها قرار گرفتم و سبکهای متنوعی از یوگا را تجربه کردم. در نهایت، ترکیب تمام این تجربهها جریانی تازه و زیبا در من خلق کرد که نام آن را «فلکسیآزی» گذاشتم.
در این مسیر آموختم چگونه خودم را دوست داشته باشم و با تمام نقاط قوت، ضعف و ویژگیهایم خودم را بپذیرم. درک کردم که بخشی از طبیعت هستم و میتوانم با جهان هستی، طبیعت و درون خود ارتباطی آرام و هماهنگ برقرار کنم. یوگا به من آموخت که حضور در لحظه حال، خودِ زندگی است و تعادل میان ذهن، بدن و روح سرچشمه شادی حقیقی است. این یگانگی تنها با هماهنگی ذهن، بدن و روح به دست میآید و یوگا و مدیتیشن این هدیه ارزشمند را هر روز به من یادآوری میکنند. اکنون نیز بهعنوان خدمتگزار، هنرجو و معلم، زندگی خود را وقف دنیای شگفتانگیز یوگا کردهام.